مؤلف مجهول

43

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

ارادت به دست پير كامل و مكمل بسپارى « 1 » اگر بى « 2 » اين نسبت كار كنى ، سود نبينى و نتيجه نيابى « 3 » كه متقدمين گفته‌اند : « 4 » بىپير مرو تو در خرابات * هرچند سكندر زمانى 15 غرض آنكه بزرگوار قدس الله « 5 » سره العزيز به اين امور مذكوره متصف بود « 6 » و عامل « 7 » . ازين سبب از اكابر اولياء گشت ، و از خيل اوليايى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى شد . اما بعد معلوم باشد كه مدت « 8 » عمر آن قدس سره هشتاد و سه « 9 » بود و ازين جمله سى و شش سال را « 10 » به مجاهده و رياضت گذرانيده « 11 » ، و ده سال ديگر را به دعوت كردن بنده‌هاى خداى تعالى صرف كرد . و سه ماه و ده روز به مرتبه « 12 » قطبيت گذشت ، و باقى در بوالهوسى ضايع گشت . ( بزرگوار ) در تاريخ صد و هفتاد و نه در شهر دامغان تولد كرد و در آنجا بزرگ شد ليكن وفات آن بزرگوار در روم شد در محله صحافان « 13 » . در يلى خانه مولانا ركن الدّين صحاف صومعه ( اى ) بود كه حضرت بلال رضى الله عنه در آنجا مىبود و رياضت مىكشيد ، و عمر خود را « 14 » در آنجا تمام كرده بود . و وفات آنجا كرد و « 15 » در زمان وفات وصيت كرده كه نعش مرا به شام بايد برد كه مدفن من آنجاست و « 16 » در آنجا بايد دفن كرد . بروجه وصيت نعش مبارك ايشان را به شام بردند و « 17 » دفن كردند . حضرت شيخ قدس سره « 18 » در آن صومعه تيمنا و تبركا رياضت اختيار كرد « 19 » و جان به حق تسليم نمود . اين بنا بر آن بود كه حضرت شيخ قدس الله « 20 » سره العزيز در زمانى كه به طواف مكه مشرف شد اشارت شد و بشارت رسيد كه « 21 » : اى جليل ! دامغان شهر تست و مولد تو ، و روم منزل آخرت تو ، در آنجا بايد شد و وفات بايد كرد ، و مدفون شد . به آن « 22 » رخصت و اشارت بزرگوار در روم وفات كرد . روز چهاردهم از ماه شوال بعد از چاشت برخاست و طهارت كبرى بجاى آورد و دوگانه ادا كرد و از ياران خود ، شيخ يوسف مصرى و شيخ جلال شامى را طلب كرد و گفت : اى ياران ! گواه حال من باشيد كه هشتاد و سه سال عمر يافتم ، و درين عمر از خدمت خواجهء خود گردن تافتم ، و هيچ

--> ( 1 ) - ب : بسپار ( 2 ) - ب : - اگر بى ( 3 ) - ب : سود ببينى و نتيجه بيابى ( 4 ) - ت : + كه ( 5 ) - ب : - الله ( 6 ) - ب : - بود ( 7 ) - ب : عاقل ( 8 ) - ب : - مدت ( 9 ) - ب : + سال ( 10 ) - ب : - را ( 11 ) - ب ، ت : گذرانيد ( 12 ) - ب : روز در مرتبه ( 13 ) - ب : صرافان ( 14 ) - ب : - را ( 15 ) - ب : - وفات كرده و ( 16 ) - ب ، ت : + مرا ( 17 ) - ب ، ت : + در آنجا ( 18 ) - ب : - حضرت شيخ . . . سره ( 19 ) - ب : اختيار كردن ( 20 ) - ب : - الله ( 21 ) - ب : - كه ( 22 ) - ب : به اين